آذربایجان
آذربایجان از دیرباز به سرزمین خدا پرستی، وحدانیت و نیز عشق به ولایت و تشیع و امالقرای اسلام لقب گرفته است، اما آنچه که در اولین گام می توانم در آستانه رمضان و یا در روزهای روزه در بین مردم آذربایجان مشاهده کرد تغییر رفتار و منش آنها و سیل دعوت به افطارهاست.
افطار دادن به قدری در بین مردم آذربایجان از جایگاه بالایی برخوردار است که هر یک سعی می کند بر دیگری پیشی گیرد به همین خاطر اگر شما در آذربایجان بخواهید افطاری بدهید بعد از دهم ماه رمضان دچار مشکل خواهید شد چون قبلاً رزور شده است!
* نزیه
برخی از مردم یکی دو روز قبل از ماه رمضان یعنی روزهای آخر ماه شعبان را به نیت استقبال از ماه مبارک رمضان روزه میگیرند.
مردم آذربایجان شرقی با خانهتکانی به استقبال ماه مبارک رمضان میروند و یکی دو روز مانده به آغاز ماه مبارک رمضان مردم روستاهای آذربایجان شرقی فطیری به نام «نزیه»درست میکنند.
نزیه یک نوع نان محلی مغزدار است که روی آن با چنگال و ته استکان بزک شده است. این فطیر از شیرینیهای مخصوص ماه رمضان است .»
* قاباخلاما
پیش از اینکه رادیو و تلویزیون اعلام آغاز ماه رمضان را به عهده بگیرند، روستائیان برای رویت هلال بالای بام میرفتند و ساعتها منتظر میشدند یا سواری را به شهرهای اطراف میفرستادند تا از دیده شدن هلال خبری بیاورد. رسم پیشواز هم در میان متدینین وجود دارد که به آن «قاباخلاما» میگویند . آنها دو یا سه روز قبل از رویت هلال به پیشواز ماه رمضان میروند و روزه میگیرند .»
* رویت هلال ماه و نگاه کردن به آئینه
بزرگترها بعد از رویت هلال ماه رمضان، به چهره یک کودک معصوم یا یک فرد مومن و نمازخوان نگاه میکردند و اعتقاد داشتند که نگریستن به صورت آدمهای بینماز و روزهخوار، خوش یمنی درپی نخواهد داشت.
نگاه کردن بهآیینه و فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد (ص) بعد از رویت هلال ماه هنوز هم به عنوان یک رسم در بین پیرمردان مناطق روستایی استان، مرسوم است.
این عادت بر این اعتقاد مبتنی است که باید در ماه رمضان دل مومن همچون آیینه صاف و روشن باشد و از ناپاکیها صیقل یابد.
پیرمردان برای این منظور همواره آئینه کوچکی در درون جیب خود داشتند و بعد از اینکه خود به رویت آیینه میپرداختند، با فرستادن صلوات چندین بار آئینه را به دور خود و اهل خانواده میچرخاندند.
هر چند این رسم در طی سالیان اخیر به دلیل توسعه رسانه های گروهی، موضوعیت خود را از دست داده اما هنوز که هنوز است بسیاری از پیرزنان و پیرمردان روستانشین برای کار مبادرت می کنند.
پیش از این همچنین قبل از آغاز ماه رمضان از طرف مردم روستاهایی که روحانی نداشتند، نمایندگانی به نزد امامجمعههای شهرها فرستاده می شد و از آنها درخواست میکردند که یک روحانی را به نمایندگی از خود به روستا بفرستند. روحانی فرستاده شده را با سلام و صلوات به روستا میبردند و هر شب در خانهای مهمان میشد تا ماه رمضان به پایان برسد .»
* غباروبی منازل و مساجد
در آذربایجان شرقی مخصوصاً زنان روستایی در ماه رمضان مانند عید نوروز اقدام به غبارگیری از منازل میکردند و مردم این منطقه اقدام به غباروبی مساجد میکنند.
زنان مومنه آذربایجان بر این اعتقاد بودند خانهای که برای شروع ماه رمضان پاک و تمیز نباشد، خیر و برکت ماه مهمانی خدا، از آن گریزان میشود.
* افطاری
افطاردهی در آذربایجان شرقی از هفته دوم ماه رمضان مرسوم است و معمولا فقرا را به مراسم افطاری دعوت میکنند و البته از افراد فامیل نیز وعده گرفته میشود.
اما آنچه که اغلب بر سر سفره افطاری آذربایجان ها دیده می شود از نان های روغنی گرفته تا سوپ و خرماهای تزئین شده با گردو، پودر گردو ، پنیر ،سبزی، ماست، مربا، شیر برنج و انواع حلیمهاست.
در گذشته آبگوشت از غذاهای مرسوم افطاری بوده است اما امروز افطاریها تفاوت چندانی با دیگر نقاط کشور ندارد فقط آش دوغ و آش رشته مرسوم است و اخیرا گذاشتن سوپ هم بر سر سفره افطار در تبریز مرسوم شده است.
امروزه نان روغنی پزهای بازاری کار خانمها را راحت کرده اند اما چه بسیار زمان کدبانو که، لذیذترین و خوشمزه ترین کلوچه ها ، نان ها و کیک ها و شیرینی ها را برای مهمانان روزه دار خود تدارک می بینند.
اما در این میان آنچه باید به وجودش آنهم در عصر تکنولوژی و پیشرفت حسرت خورد، انتقال این سنت حسنه از داخل خانه های با صفا و کوچک شهروندان و روستائیان به داخل سالن های بی روح و تالارهای غذاخوری است، اگر تا دیروز با خرما و آب داغ و سوپی خانگی از روزه داران پذیرایی شده و و زنان آذربایجانی کدبانوگری و دست پخت های هنرمندانهای خویش را به رخ مهمانان می کشیدند،اکنون به دلیل زندگی ماشینی غذاهای رنگارنگ، گران قیمت و مصنوعی بر روی میزها چیده می شود.
اما این تغییر شیوه هم به نوعی از نیت خیرخواهانه مردم آذربایجان حکایت دارد.
اما شیرین ترین افطاری به تازه دامادها و تازه عروس ها اختصاص دارد، پسران و دختران نامزد در ایام زمپان جایگاه ویژه ای در سر سفره افطار دارند . خانواده آقا دامادها و عروس خانم ها هم جای خود دارد.
کار و بار شیرینی فروش ها و مخصوصاً آن دسته از قنادی های که زولبیا و بامیه و کلوچه ها و نان روغنی ها مخصوص و معروف خود را می پذند نیز در این ایام سکه می شود.چند ساعت به افطار مانده می توان شور و حرارت و صف های طولانی در مقابل این شیرینی فروش ها را مشاهده کرد.
* اوباش دان
اوباشخوری در آذربایجان غربی
پختن نان و حلوا نیز یکی از متداولترین سنتها در این استان است. حلوای ماه رمضان در بین مردم روستایی به «تره» مشهور است که آرد آن را با مقداری شیر آمیخته کرده و پس از آنکه خشک شد با روغن حیوانی یا معمولی سرخ کرده و به آن عسل اضافه میکنند. «یاغلی فتیر» هم اسم نانی است که در این ماه پخته میشود. این نان که نوعی نان روغنی محسوب میشود، علاوهبر مصرف در سر سفره خانوادهها، به نیت نذری و هدیه هم داده میشود و مردم معتقدند کسی که از این نان بخورد در طول روز گرسنه نمیشود. سحری خوردن در استان آذربایجان غربی به «اوباش» معروف بوده و وقت آن نیز یک ساعت مانده به اذان صبح است.
اما سحری خوردن و سحری بلند شدن هم برای خود در آذربایجان و به ویژه در روستاهای آن آدابی دارد هنوز هم که هنوز است روستائیان و عشایر آذربایجان با صدای ضربه همسایه بر دیوار خانه شان از خواب بیدار می شوند اگر سحرگاهان که در روستاهای دور افتاده آذربایجان بر روی پشت بام خانه ای قرار بگیری می بینی که چه شور و نشاط مبرهن در روستاها حاکم است چراغ خانه ها یکی یکی روشن می شوند همسایههای دیوار به دیوار زنجیر وار یکدیگر را به فریضه الهی فرا می خوانند و حسن ختام این شعر منظوم سحری خوردن به شیواترین موسیقی آسمانی یعنی اذان صبح ختم می شود.
در روستاهای استان در ماه رمضان، وسیله آگاه شدن مردم از اوقات شرعی، عمدتا به وسیله موذنهای روستایی، حرکت ستارگان و بالاخره بانگ صبحگاهی خروسهای محلی بوده است.
در بین عامه مردم، زمان سحری خوردن در بین مردم منطقه به « اوباش» یا « اوباش دان» مشهور است و وقت آن نیز یک ساعت مانده به اذان صبح است.
موذنین روستایی، با صدای نافذ و گیرایی، وقت سحر را بر پشت بامهای منازل یا مساجد روستایی با دعایی که در محل به آن « مناجات » میگویند، اعلام میداشتند.
مناجات شامل چند قطعه دعا به زبان عربی و ترکی و صلوات بر محمد و آل محمد (ص) بوده است.
پیرمردان در سطح روستاها، هنوز هم با حسرت زیادی خاطراتی از شیوه بیان، گیرایی و زیبایی صدای مناجات خوانان نقل میکنند.
همچنین در گذشتههای نه چندان دور در مناطق روستایی وقت سحر و اذان صبح از روی حرکت ستارههایی که اصطلاحا به آنها « اولکرلر» میگفتند تعیین میشد.
ماه رمضان در آذربایجان، هنوز هم ماه احسان، اطعام و تجدید دوستیهاست و اکثر خانوادهها، سعی میکنند حداقل برای یکبار در طول این ماه برای افراد فامیل و نزدیکان، افطاری بدهند.
دادن افطاریهای جمعی، برای مستمندان هنوز هم، در سطح برخی از مساجد شهری و روستایی استان در شب های ماه رمضان مرسوم است.
مراسم نیمه ماه رمضان یعنی روز تولد امام حسن مجتبی (ع) نیز در آذربایجان گرامی داشته می شود هر چند مراسم عقد و عروسی در این ماه در بین مردم آذربایجان متداول و معمول نیست اما بسیاری از خانواده ها نیز فراهم کردن مقدمات یک زندگی مشترک و مراسم بله برون را در ایام رمضان و به ویژه پانزدهم پربرکت و میمون می دانند.
* شبهای احیا
اما شبهای احیا در آذربایجان از جایگاه ویژه ای برخوردار است مساجد حسینه ها، مصلی ها همه از خیل مشتاقان وصال دوست و خریداران مغرفت ،پابرهنگان و تشنگان محبت و رحمت دوست آکنده و لبریز است.«سبحانک یا لا اله الا انت،الغوث الغوث خلصنا من النار یارب» و این آوای سوزناک هر آذربایجانی است که در شب های قدر (19 – 23 رمضان) از دل سینه های مالامال از امید رحمت و مغفرت پروردگار جاری می شود.در این روزها و شب ها محبت،مهربانی،احسان و نیکوکاری مردم آذربایجان و خانواده های آنان به اوج خود می رسدخوشحال و با نشاط از آن جهت که رمضان این ماه پرفیض و برکت را در یافته اند و به این توفیق بزرگ نائل شده اند و مغموم از آن جهت که این ماه دوست داشتنی در حال خداحافظی از آنهاست.
* زیارت اهل قبور
در عصر واپسین روز از ماه رمضان بسیاری از خانواده ها در بسیاری از شهرها و روستاها به زیارت اهل قبور رفته و نذر و احسان می کنند.کودکان و نوجوانان نیز از این آداب و رسوم سنتی و معنوی سهمی برای خود دارند آنها پا به پای بزرگان و والدین خود سحری می خورند و چون ظهر شرعی فرا می رسد افطار زود هنگام می کنند. آنها نیز از فیوضات این ماه پربرکت مستفیض می شوند.
* دوختن کیسه لعن ابن معلجم
رسم کیسهدوزی 27 ماه رمضان که هنوز در برخی مناطق این استان زنده است ، « معروف است که روز 27 ماه رمضان شب قصاص ابن ملجم است. در این روز زنان برخی مناطق کیسهای میدوزند که به کیسه لعن ابن ملجم یا کیسه مراد معروف است. در شب بیست و هفتم ماه رمضان با هر سوزنی که به این کیسه میزنند، یک بار به ابن ملجم لعنت میفرستند .»
* فطریه
در آخرین روز سرپرست خانواده با محاسبه میزان فطریه افراد آن را از قوت سالانه یا از پول توی جیب جدا کرده و در محل خاصی قرار میدهند.
فطریه در روستاها شامل آرد یا گندم میشود که سرپرست خانواده آن را در پشت در و در داخل منزل قرار میدهد که در اولین فرصت به افراد فقیر و مستمند تحویل دهد.
در برخی از مناطق روستایی و شهری در روز پایانی ماه رمضان بعد از ادای فریضه مغرب و عشا، آیین خداحافظی ماه رمضان برگزار میشود که این آیین شامل نمازهای مستحبی و دعاهاست.
در میان مردم آذربایجان شرقی رسم است که مادر خانواده، کاسهای را پر از گندم میکند و از بزرگ تا کوچک بر روی آن دست میزنند. همه سعی میکنند در هنگام اعلام عید در خانههای خود باشند تا فطریهشان به گردن کس دیگری نیفتد. مردم استان معتقدند که باید فطریه را در همان روز اول به فقرا بدهند .»
بعد از برگزاری نماز عید در مسجد محل، مردم به دید و بازدید میروند و خصوصا به کسانی سر میزنند که نوعید دارند.
اما هلال ماه شوال که به بام باختر آسمان نقش می بندد حلول شوال و پایان رمضان حتمی است و فردایش عیدفطر است و شادی و نشاطی دیگر و به شکرانه توفیق یک ماه روزه داری و منزلت در جوار محبت پروردگار را جشن و سرور و شادمانی خانواده ها را در بر می گیرد.هرچند که این جشن در ذات خود اندکی هجران دارد چرا که این ماه دوست داشتنی برای سالی دیگر از خانه ها رخت بر بسته است.
/11:36 ق.ظ
کد خبر: 8701
فرستنده: shahindezh Admin
گروه: